میتی سرابی
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      تند مثه تاباسکو ، آرام مثه میتی سرابی (شب های بلند در راه است.منتظر صبح بمان)
پشت کافه ی .... نویسنده: میتی سرابی - ۱۳٩۱/٢/۱٧

عشق جماعی است دسته جمعی
که در ان هرکس هرکس را ...

جز من، که هر شب از تو آبستن میشوم

روی هر گلوبولم، بول میکند

زخم کی؟ی رفتن ات

بچه ات وول میخورد

من، ویار دارم

ویار لبان ات

خوشمزه بود، مثل توت فرنگی های کردستان

مثل سیگار بعد از عرق سگی

سگی که وحشی ام میکرد

برای دریدن بکارت تلفن ام

آنقدر پشت این تلفن

حرفه ایی می د...دی

بعضی روزها از تن ات بی نیاز میشدم

جن خانم، من دوست داشتم

چه قلبم بزرگی میخواد

عاشق یک جن بودن

چرا؟

تمام جن های این شهر

شبیه تو اند

مثل تو حرف میزنند

شاید تو شبیه جن های این شهر بودی

شاید تو  جن بودی؟ هستی؟؟؟

از این تخت

اتاق

چهره ی شاملو ی چسبیده به دیوار

میترسم

که شب ها تا صبح بیدارم

کنار تختم

تخت میشوم برای خوابیدن هر فاحشه ایی

توی سرم هی تکرار میشود

when the night comes falling from the sky

I hate this bed, I hate this white,damn withe blanket

I don't want to sleep without you

قلبم

دستم

کف پاهایم

گر گرفته، انگاری توی باغ

آنجا، لواسان، پشت کافه ی ....

انگاری آنجا تمام زندگی ات

همین یادگاری ات شد

 

 

 

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »