اندر احوالات  .....تا به امروز

یک عکس از گلی فراهانی، عکسی که باز هم نشانی بر بی فرهنگی این ملت عقب مانده ی فرهنگی-ذهنی-اجتماعی-سیاسی-علمی-جنسی-مذهبی-فلسفی و... است

امروز ساعت 7 شب از خواب بیدار شدم، و از هیاهوی این ملت دور، از توی اتاقم صدای خانواده ام را می شنیدم که راجع به پستان برهنه ی گلشیفته صحبت می کنند و بی بی سی فارسی و بیشتر محافل دور و برم حرف حرف گلشیفته بود.

 

ابتدا باید بگم که نه گلی فراهانی که همه شیفته ی اویند،نه بی بی سی ، صدای آمریکا،  صدای عرعر اپوزوسیون، نه شاه، نه ملا و نه هر کس دیگری که این روزها عرض اندام میکند را دلم میخواهد به لجن بکشم و آرمان ها و تمام مقدسات کثیف را به لجن بکشم،

فقط دلم از ملتی گرفته که روزگاری به آنها افتخار می کردم و از تمدنم و فرهنگ و ملتم دفاع میکردم، دهانم سالهاست بسته و روی سخن ام نیست !!!

 

از روی مادر سهراب اعرابی، امیر جوادی فر که گریه های پدرش هنوز مثل سیل تمام وجودم را میبرد، از آن دختری که جلوی دانشگاه کتک خورد و از ضعف زانو هایش توان ایستادن نداشت، از آن همه که شرافتمندانه در سکوت اعتراض شان ،گوش کائنات را کر کرد، از فرزندان و همسر مهدی کروبی و در نهایت  از روی دختران بی پشت دکتر رهنورد و مهندس موسوی خجالت می کشم.

من آدم سیاسی نیستم، اما انسانیت ، شرف، غیرت، هنوز، سالی یک بار قلقلکم میدهد، به شاهین نجفی و پز های استفراغ آورش، به موسیقی رپ تصنعی اش، به تمام پز های رها اعتمادی، به جنجال های مهدی موسوی، به بی تعصبی بابک صحرایی، به خیلی از شما عروسک های پشت ویترین اعتراض دارم،به شما که می توانستید و نخواستید. به همه ی آدم هایی که رنگ و سایز سینه ی فراهانی برایشان مهمتر از عذاب های این مملکت است اعتراض دارم، به همه ی شما اعتراض دارم که مکتب هدایت را به خود صادق هدایت محدود می کنید و نوشتن مثل او را جرم می پندارید، آری من به همه ی شماها اعتراض دارم.

 

از روی همه ی شما شرمنده ام که کتک خوردید، از همه ی شما که درد تعرض بخاطر اعتراض تان تمام وجودتان را گرفت و روح تان را گریان کرد معذرت می خواهم و شرمنده ام که جز نوشتن کاری برایتان نکردم

 

من از این ملت که سالها پای جفنگیات نوری زداده نشست متنفرم، من از ملتی که روزبه بمانی را نمی فهمد متنفرم، من از تمام مقدسات و اسطوره های شما متنفرم، من از همه ی آرمان های شما متنفرم، من دلم میخواد فردا از خواب بیدار شم و هیچ کدام از شما را نبینیم، من از همه ی شما که رنج های رضا شاه کبیر، موسوی، کروبی، نوریزاد، تمام آزادی خواهان این مملکت را نادیده می گیرید متنفرم، من از ملتی که نمی داند صادق هدایت کیست متنفرم، من از تمام آن آدمهایی که اصغر فرهادی را نادیده گرفتند و ده نمکی را دیدند متنفرم، من ازملتی که شریفی نیا و الناز شاکر دوست و گلزار و رشید پور و دها دست از این آدم ها محبوب  آنهاست متنفرم

 

 

من فقط دلم میخواد داد بزنم، گریه کنم، فارسی حرف زدنم را بفهمند....من ادمین ام، یعنی کسی که اینجا فحش می خورد، به مادرش توهین میشود اما حرفی نمی زند